برچسب:
نویسنده: یگانه باقریان
اولین باری که سه تا عکسی که هیچ کدوم رو خودم نگرفته بودم، و به همشون خیلی حسای خوب و متفاوت و باارزشی داشتم، پست کردم رو، یادم میاد. ساعتای دو بود، ناراحت نبودم ولی طبق معمول خوشحالم نه؛ اون شب انقدر خواب راحتی داشتم که این کار بدون اینکه خودم بفهمم برام شد عادت، شد مسکّن. پینترست شد دوای هر دردم. دیگه لازم نبود حرف بزنم، دو تا عکس پست میکردم و انگار که اندازهی یه کتاب حرف زده بودم؛ سکوتم خودش شد یه اتفاق خیلی بهتر، تووش دقیقن چیزایی رو پیدا کردم که
برچسب:
نویسنده: یگانه باقریان
برچسب:
نویسنده: یگانه باقریان
برچسب:
نویسنده: یگانه باقریان